سلطان محمد مطربي سمرقندي
270
تذكرة الشعراء ( فارسي )
ايشان تناول نكردند و بيرون رفتند ! زن گفت : اى شوهر ! مگر از من با رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - شكايت كرده بودى ؟ گفت : نى [ زن ] گفت : پس چرا از طعام ما نخورد ؟ مرد گفت : اى عجب ! من ديدم كه حضرت گردههاى نان از بغل خود بيرون مىآوردند و بر سر سفرهء ما تناول نموده ، مىخوردند ؛ چون بيرون رفتند ، ماران و كژدمان ديدم ، در دامن آن حضرت آويخته ! زن گفت : من از اينها هيچ خبر ندارم و نديدم . پس هردو به اتفاق ، به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - آمدند و حال عرضه داشتند ؛ رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمودند كه راست ديده ، آن گردههاى نان ، رزق من بود كه بر سر سفرهء شما خوردهام و آن ماران و كژدمان ، گناهان شما بود كه بيرون بردم . پس اين حديث را فرمودند كه : « الضيف اذا نزل نزل برزقه الى « 1 » آخره . « 2 » » يعنى چون مهمان بيايد ، روزى خود بياورد ، چون برود ، گناهان از خانوادهء خود ببرد . و در اين معنا ابن يمين اين قطعه را نيكو گفته : قطعه : هركه را بينى به عالم ، روزى خود مىخورد * گر ز خوان توست نانش ، ور ز خوان خويشتن بس تو را منّت ز مهمان داشت ، بايد بهر آن * مىخورد بر خوان احسان تو ، نان خويشتن [ 61 ] [ جميلى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] جميلى بخارى ، از طالب علمان مقرّر و از خوشطبعان مشتهر است . در فنّ معمّا رسالهاى به نام نامى قل بابا كوكلتاش ، تصنيف نموده ، اعمال معمّايى را در او بيان كرده و بر آن چيزى افزوده است و اين معمّا به اسم ميرزا صالح از معمّيات اوست : مىنمايد عكس مهر روى او از جام مَى * سوى مَى بىحدّ كشد ، در هرنفس دل ز آن به نَى
--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( الا ) . ( 2 ) . صحيح بخارى ، تفسير سورهء 59 ، 6 .